مرتضى راوندى

278

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

آتسز مؤسس واقعى حكومت خوارزمشاهى است ، چه او و جانشينانش از هر فرصتى براى كسب استقلال استفاده كرده‌اند ، آتسز در سالهاى اول فرمانروايى خود از سنجر متابعت مى - كرد و در لشكركشيهاى او شركت مىجست ، پس از آنكه موقعيت خود را استحكام بخشيد ، عليه سنجر قيام كرد ولى چندبار از او شكست خورد . پس از آنكه قيام كوچ‌نشينهاى غز و قراختائيان عليه سنجر آغاز گرديد و در طى آن سنجر اسير آنان گرديد ، مقدمات مخالفت و رستاخيز حكومتهاى تابع عليه سلجوقيان فراهم گرديد و به تدريج ، حكومتهاى مستقلى در آذربايجان ، فارس ، و خراسان تشكيل شد و موقعيت سلاجقه نزد خلفا ، كه كاملا ابن الوقت بودند ، به كلى متزلزل گرديد و مقدمات پيشرفت كار خوارزمشاهيان فراهم شد . پس از مرگ آتسز ، پسرش ، آلب ارسلان ، و بعد از او تكش به هواى سلطنت برخاستند . علاء الدين تكش پس از مدتى بر مخالفين خود فايق آمد و بيشتر متصرفات سلاجقه را ضبط كرد . چون تكش وفات يافت ، علاء الدين محمد ، فرزند او ، زمام امور را در دست گرفت و متصرفات دولت خوارزمشاهى در عصر او به منتهاى وسعت رسيد ؛ ولى چون مردى جاه‌طلب و بىتدبير بود ، در نتيجهء جنگهاى متوالى و عدم توجه به آسايش اكثريت ، تودهء مردم را سخت از خود ناراضى كرد و چون مصمم شد كه بغداد را به حيطهء تصرف درآورد ، ناصر ، خليفهء عباسى ، هم با دشمنان سلطان همداستان شد و ظاهرا براى حفظ موقعيت خود محرمانه با چنگيز رابطه‌اى برقرار كرد و او را به تسخير مناطق متصرفى خوارزمشاهيان تشويق نمود . در نتيجهء علل و عواملى ، كه در ضمن تاريخ مغول خواهيم گفت ، چنگيز با سپاه عظيمى به متصرفات خوارزمشاهيان حمله‌ور شد و در روزگارى كه شهرهاى خراسان طعمهء تيغ بيدريغ مغول بود ، سلطان محمد خوارزمشاه ، در جزيرهء آبسكون به وضعى رقت‌بار درگذشت . قيام سنجر « در ايامى كه در اثر بىتدبيرى سلطان محمد خوارزمشاه ، ممالك خوارزمشاهى دستخوش تزلزل و اغتشاش بود ، عده‌اى از روحانيون و فئودالهاى بخارا زمام امور را به‌دست گرفته و سلسلهء صدر جهان را به‌وجود آوردند . اين جماعت از راه استثمار وحشيانهء زحمتكشان عوايد هنگفتى به‌دست مىآوردند و عملا تحت نفوذ قراختائيان بودند . يكى از افراد برجستهء اين جماعت به نام برهان الدين از عوايد خود 600 نفر از فقها را نان مىداد و هنگامى كه عزم مكه كرد صد شتر اشياء و اموال او را حمل مىكردند . اين مرد ستمگر و عوامفريب را مردم به جاى صدر جهان « صدر جهنم » مىخواندند . روحانيون بخارا كه به خدمت قراختائيان كافر درآمده بودند ، به وسايل گوناگون مردم را غارت مىكردند و براى فريب مردم مىگفتند آنچه را كه از شما مىگيريم براى قراختائيان مىفرستيم ولى در حقيقت ، قسمت اعظم آن را براى خود برمىداشتند . اين مظالم سبب گرديد كه در آغاز قرن هفتم هجرى ( 1206 ميلادى ) اهالى بخارا تحت رهبرى صنعتگرى به نام سنجر بر ضد تركتازى و تجاوز روحانيون قيام كنند . كسانى كه در اين مبارزه از ملك سنجر حمايت و پشتيبانى مى - كردند بيشتر صنعتگران شهرى بودند . با اينكه دامنهء اين قيام به دهات نرسيد ، اين جنبش اهميت بسيار دارد . مورخين آن ايام ، كمتر پيرامون اين قيام سخن گفته‌اند ، ولى بطورى كه از مدارك موجود برمىآيد ، سنجر در طى مبارزات خود موفق گرديد قدرتمندان ، فئودالها و